نامه تلخ یک سرطانی به دکتر احمدی نژاد

سلام دکتر احمدی نژاد. خوشبختانه یا متاسفانه سال های آخر عمر من که خیلی هم زودهنگام فرا رسیده است مصادف شده است با دوره ی ریاست جمهوری شما.

نمی خواهم ناله کنم ولی ما یک زندگی معمولی داریم و پدر من حتی با پول نفتی که شما بر سر سفره ی ما آوردید نیز نتوانست هزینه ی سفر من را به خارج از کشور برای معالجه بدهد. دکتر های مهربان کشورم خیلی وقت بود که می گفتند با سفر ودرمان در خارج می توانم بیماری ام را بهبود بخشم ولی الان خانواده ام تنها امیدشان شیمی درمانی و قرص خوردن من است.من خودم می دانم که دیگر نخواهم بود.

دکتر امسال دوست داشتم قهرمانی تیم کشتی کشورم را ببینم ولی نشد ، تیم فوتبال کشورم به بدترین وضعیت ممکن دچار شده و من با نا امیدی دیگر تیمم را در جام جهانی نخواهم دید.تلخ است. از خدا خواسته ام که به تیم ما کمک کند تا به جام جهانی برویم تا یک بار دیگر به خاک پاک میهن عزیزم افتخار کنم و با عذت بمیرم.

دکتر نمی دانم که شما باز هم رئیس جمهور خواهی شد یا نه ولی شخصا امیدوارم که این سمت را به کسی دیگر دهد و شما دیگر استراحت کنید.دکتر من که هیچ ولی خون مظلوم یک جایی پا گیر می شود. انرژی هسته ای که شما برایمان به ارمغان می آورید و حتی موشک امید نمی تواند به مردم بیچاره و بدبختی چون من کمک کند ، من دوا و تجهیزات می خواستم که نبود … یعنی همه چیز بود جز این.

این نامه را ننوشتم که عذاب وجدان بگیری چون حتی وقتی برای عذاب وجدان هم نداری الان فقط می خواهی 4 سال دیگر بر کشورم ایران حکومت کنی و فکر تبلیغاتی با پول و سیب زمینی … ولی اگر خواستی این بار شعاری بسازی لطفا نفت را خالی بر سر سفره ما نیاور چون دیگر کافی نیست ما نیاز به نفت و تمامی مشتقات آن داریم…

منبع

برخورد ما با مقوله ای به نام اعراب…!

رابطه ما ایرانیان با اعراب به یک رابطه بامزه ای تبدیل شده است که می توان با بررسی بیشتر آن به برخی از ویژگی های فرهنگی ایرانیان پی برد. البته منظورم از رابطه ما ایرانیان، رابطه دولت و حکومت نیست. بلکه مقصودم قضاوت و دیدی است که عامه مردم با مضمونی به نام «عرب» از خود بروز می دهند. البته احتمالا آن سوی قضیه، یعنی دیدگاه مردم عرب زبان با ایرانیان نیز دارای قضاوت مخصوص به خود می باشد که به علت عدم اطلاعم نسبت به آن فعلا به آن نمی پردازم.

desperation

ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

ارشــاد ِ اســـــلامی

مسئول ممیزی رو به نویسند ه کرد و گفت؛ “البته کتاب شما بسیار متین و علمیه و عیب و ایراد چندانی نداره. اما خُب، بی عیب فقط ذات اقدس احدیت است. همه ما ها باید کاری بکنیم که پیش حضرت بقیته الله روسفید باشیم.” وی سپس مکثی کرد و دستی به ریش بزی ِ جو گندمی اش کشید و ادامه داد؛ “بهتر است از عنوان کتاب شروع کنیم…. بـله؟

نویسنده گفت: حاج آقا، هر طور که شما صلاح بدونی.

حاجی – من فکر می کنم که اسم این کتاب ِ شیرین و علمی زیاد با رسم اش جوردر نمی آید. منظورم را که می فهمی. شما هفته ها و شاید هم ماهها زحمت کشیده اید و کتابی به این خوبی نوشته ای، با این همه آمار و ارقام خوب و متین. اما نامی را که برایش انتخاب کرده ای اندکی بیرون از اصول علمی است. ” فیزویولوژی آلات تناسلی زن”.

نویسنده: منظور شما را درست نمی فهمم حاج آقا. اشکال کار در کجاست.

حاجی: اشکال کار در اینجاست که فیزیولوژی این مسائل را نمی شود همین طوری عریان و پوست کنده نوشت و چاپ کرد. خدای نکرده بعضی ها را گمراه می کند. این عنوان باید قدری ستر عورت بشود.

نویسنده: ستر عورت!؟ یعنی چه.

یعنی که باید کاری کرد که عنوان کتاب شما هم سنگین و علمی باشد که باعث سربلندی شما بشود و هم خدای نکرده جوانان را گمراه نکند. مثلاً اگر بکنیم….” ناموس نسوان”، یا – من باب مثال- تغییرش بدهیم به؛ ” اعضا و جوارح بقا” خیلی بهتر می شود. یعنی هم مفهموم را می رساند و هم علمی تر می شود.

نویسنده: ببخشید حاج آقا، آخه این کتاب یک کار ِ آکادمیک است و برای دانشجویان رشته پزشکی نوشته شده و چیزی درباره نامو س و اینها توش نیست.

حاجی: مشکل کار هم همینه آقای دکتر. مشکل دانشگاههای امروزی هم همین است که با کمالات و معنویات بیگانه اند. انسان که فقط جمالات او نیست. کمالات هم هست. اصلاً انسان به کمالاتش زنده است. فکر این غربیها از پیزیولوژی و اینها بلاتر نمی رود. ولی اسلام اول به کرامت انسانی فکر می کند. بعـــله ، به نظر من همان ” ناموس نسوان” عنوان مناسبی است. البته “اعضا و جوارح بقا”، هم بد نیست. در طب الرضا هم مبحثی در همین مورد دارد.

نویسنده: حاج آقا، آخه…

حاجی: آخه، ماخه نداره. اینطوری به نظر ما بهتره. وامـــــا……چند تا نکته کوچیک دیگه هم هست مثل این یکی. این کلمه را هم بهتر است بکنیم ” ته ران” یا ” مجرای ِ پشت”. این یکی را هم بکن؛ “دامن.”

نویسنده: آخه دامن که نمیشه…. جمله بی معنی می شه. “دامن که از سلولهای خاصی ساخته شده است به دهانه رحم منتهی می شود! این که نمی شه.”

حاجی: ای بابا. خواننده عاقل باشه. ناسلامتی شما این کناب را برای دانشجویان رشته پزشکی نوشته ای.

نویسنده: بله.

حاجی: خُب عزیزِ من اونا می فهمند که منظورشما چیه. نعوذوبالله. پناه می بریم به خدا.

نویسنده: ولی حاج آقا، این باعث بدفهمی می شه. مثلاً در این جمله اگر بگوییم که: دامن را با آب گرم و صابون بشویید و سپس پماد را دور تا دور دهانه آن بمالید. این کار را سه بار در روز……!؟!؟

حاجی: خُب، بهتر است بگوییم زیر ِ دامن. دانشجوست خر که نیست. می فهمد یعنی چه. اما مشکل اصلی من با این عکسهای قبل و دبر است. مرد حسابی، واقعاً فکر می کنی می شود این عکسها را در این کتاب چاپ کرد و در دسترس دانشجویان مسلمان گذاشت. خیلی از این دانشجویان خواهران و برادران شهدا هستند. خونشان با دیدن این عکسها به جوش می آید. همه این عکسها را باید با حجاب کامل می گرفتی. با این عکسها – بالاتر از خطر – عنوان مناسب تری برای کتاب شما می تواند باشد. صد رحمت به انقلاب مخملمین.

نویسنده: حاج آقا، فیزیولوژی را که نمی شود زیر چادرنشان داد. هدف در اینجا نشان دادن بافت ماهیچه هاست.

حاجی: نه دکتر جان، اینها مایه معصیت می شود. این کلمه را هم که من اصلاً نمی فهمم یعنی چه. “مموگرافی پستان”.

نویسنده: یعنی عکسبردرای از پستان برای شناسایی غده های آن.

حاجی: خُب، پس بهتر است بجای ممه و پستان که در ادبیات اسلامی مستهجن است، بنویسیم؛ “عکسبرداری سینه”. وامـــــــــا، این سوراخ را هم باید یه جور دیگه کرد.

نویسنده: حاج آقا این جوری که نمیشه! تاپولوژی پستان کجا و سینه کجا؟

حاجی: چرا نمی شه آقای دکتر، همه چی شدنیه. همین دیروز ما این کار را در یک کتاب شعر کردیم. نوشته بود، ” نه شیر داره، نه پستون” گفتم بکن؛ ” نه شیر داره، نه سینه”. گفت آخه قافیه اش خراب می شه. گفتیم اونم درستش می کنیم. آخرش شد؛ ” نه شیر داره نه سینه – گاوشو بردند مدینه “.

منبع :

سَــــــنـگر
خدایی این مطلب بهید نظر داشته باشه

شباهت‌های دو رئیس‌جمهورمردمی: هوگو چاوز و احمدی‌نژاد

http://64.130.220.65/Multimedia\pics\1388\1\Photo\479.jpg

حال که هوگو چاوز هم مثل احمدی‌نژاد به داشتن صفاتی همانند شجاعت، عدالتخواهی و همچنین مردم دوستی مفتخر شده، بد نیست شباهت‌های این دو رئیس‌جمهوررا ببینیم:
هوگو چاوز هم مثل احمدی‌نژاد موفق شد در دوران پرشکوه ریاست جمهوریش تورم یک رقمی ونزوئلا را به بیش از سه برابر افزایش بدهد و عدالت را بین مردمش برقرار کند.
چاوز توانست کشور زیبایش را که محل ورود توریست‌های متعددی از دیگر دیگر کشورها بود، خالی از توریست کند. این اتفاق در دوره ریاست جمهوری احمدی‌نژاد هم افتاد و توریست‌هایی که خاتمی جمع کرده بود، فراری داده شدند!
قبل از حضور چاوز در کاخ ریاست جمهوری کاراکاس، مهاجران ونزوئلایی به تدریج به کشور خود بازمی‌گشتند. اما حضورچاوز مثل آمدن احمدی‌نژاد سرعت فرار مغزها را دوچندان کرد و مهاجرت در ونزوئلا را به عددی تاریخی رساند.
اگر حرف و عمل احمدی‌نژاد در سیاست خارجی یکی نیست و به‌رغم شعارهای ضدآمریکایی از همه بیشتر تمایل با دیدار با رئیس‌جمهور آمریکا دارد و برایش مستقیما نامه می‌نویسد، چاوز نیز که در ایران فریاد ضدآمریکایی سرمی‌دهد درعمل بزرگترین صادرکننده نفت به آمریکاست. در حادثه توفان کاترینا هم اولین کشوری که به آمریکا کمک رساند، دولت هوگو چاوز بود.
اگر احمدی‌نژاد قصد دارد با اهدای کمک‌های مالی در سفرهای استانی یا به‌شکل یارانه رای جمع کند، چاوز از طریق پایین نگه‌داشتن قیمت بنزین تبلیغات می‌کند. قیمت بنزین در ونزوئلا۳۰۰ ریال (معادل سی تومان!) است.
هوگو چاوز مثل احمدی‌نژاد درصورت مخالفت کسی با برنامه‌هایش بلافاصله او را فردی آمریکایی و حقوق‌بگیرآمریکا می‌خواند. از نظر هردو رقیبان‌شان مدام درحال تقلب و کارشکنی هستند!
هوگو چاوز که مثل احمدی‌نژاد داعیه جهانی بودن دارد، علاقه زیادی به کمک به دیگر کشورها دارد. چند سال قبل وقتی او قصد داشت قیمت بنزین را چند سنتی بالا ببرد، با مخالفت‌های شدیدی روبرو شد. مخالفان می‌گفتند کشوری که نفت رایگان به نیکاراگوئه می‌دهد حق ندارد بنزین را به مردمش گران بفروشد. به‌این ترتیب طرح چاوز که البته بیشتر یک ژست سیاسی برای آرام کردن مخالفانش بود، ناتمام ماند.

باز باران بی ترانه

باز باران بی ترانه ….باز باران با تمام بی کسی های شبانه
می خورد بر مرد تنها
می چکد بر فرش خانه
باز می آید صدای چک چک غم
باز ماتم

من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمی دانم ، نمی فهمم
کجای قطره های بی کسی زیباست ….

نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد
کجای ذلتش زیباست
نمی فهمم ….

کجای اشک یک بابا
که سقفی از گِل و آهن به زور چکمه باران به روی همسرو پروانه های مرده اش آرام باریده
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد
….نمی دانم

نمی دانم چرا مردم نمی دانند
که باران عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست
نمی فهمم ….

یاد آرم روز باران را یاد آرم مادرم در کنج باران مرد
کودکی ده ساله بودم
می دویدم زیر باران ، از برای نان

مادرم افتادمادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می داد
فقط من بودم و باران و گِل های خیابان بود
نمی دانمکجــــای این لجـــــن زیباست….

بشنو از من کودک من
پیش چشم مرد فردا که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالا دستو آن باران که عشق دارد فقط جاریست برای عاشقان مست

و باران من و تو درد و غم دارد خدا هم خوب می داند که این عدل زمینی ، عدل کم دارد

اخبار ساعت 20:30 در 50 سال آینده

slideSmile03_baby.jpg

* قیمت هر سكه طلا امروز در بازار با ۶۰ میلیون تومان كاهش به یك میلیارد و چهل میلیون تومان رسید.

* ایران خودرو: هفتاد و نهمین مدل پژو با نام پژو XD-870-PL Q آماده عرضه به بازار است كه نسبت به مدل قبلی تحول زیادی داشته. طول آنتن آن ۱۰ سانتی متر افزایش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط ۴۵ میلیون تومان گران تر است.whistling

* برای اولین بار ایران به دور دوم مسابقات جام جهانی راه یافت. علی دایی: هلوز قثد ندالم كه از دنیای فوتبال خداحافثی كنم و شلایط خوبی بل تیم ملی حاكم اثت …… به قولی……:301:

* دولت موفق شد نرخ تورم را كاهش داده و آنرا از ۶۳% به ۶۲/۵% برساند.:32:

* یكصد و شصت و سومین قطعنامه شورای امنیت در مورد فعالیتهای هسته ای ایران به تصویب رسید. در عین حال رئیس آژانس هسته ای اعلام كرد علیرغم هشتصد و سی و دومین گزارش ایران در مورد فعالیتهای هسته ای هنوز ابهاماتی در این زمینه وجود دارد كه امیدواریم به زودی بر طرف شود.not worthy

* به علت اتمام ذخایر نفت و گاز دولت در اطلاعیه ای از مردم عزیز ایران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جویی نمایند.

* یكی از نمایندگان مجلس خواهان كاهش سن ازدواج شد. وی گفت دولت با تدابیر صحیح و اصولی سعی دارد متوسط سن ازدواج دختران را از ۵۰ سال به ۴۵ سال كاهش دهد. همچنین وی گفت در نظام طبیعت اصولا مرد نیز مانند زن حق مشاركت در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را دارد.:girl_sigh:

* نیروی انتظامی كرج چند سارق را كه به سرقت دیش های ماهواره مردم اقدام می كردند دستگیر كرد و دیش های مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.:7:

* شورای نگهبان ۲۹۹۹ نفر از ۳۰۰۰ كاندیداهای اصلاح طلب نمایندگی مجلس را رد صلاحیت كرد.

* به علت برخی مشكلات و نواقیص، چشم انداز ۲۰ ساله باز هم تمدید شد.

* قیمت هر كیلو مرغ به هفت میلیون تومان رسید. جالب است بدانید در ۵۰ سال قبل مردم با هفت میلیون می توانستند یك اتومبیل بخرند.:50:

* روئسای جمهوری اسلامی انگلیس و جمهوری اسلامی آلمان از عمل نشدن و عدم اجرای صحیح اسلام در ایران ابراز نگرانی كردند.:117:

* ۷۰ درصد مردم زیر خط فقر زندگی میكنند این در حالیست كه این آمار نسبت به سال قبل كاهش خوبی را نشان می دهد.

* از این به بعد صدا و سیما برای انتخاب مجریان زن، مسابقه ملكه زیبایی برگزار می كند.:32:

* نیروگاه اتمی بوشهر به زودی به بهره بر داری می رسد.

* مدیرعامل سایپا: با تكیه به دانش بومی تانك و تراكتور پراید را طراحی كردیم.peace sign

* شركت ایرباس، طی شكایتی به سازمان ملل خواستار آزاد سازی هواپیماهایش از دست ایران شد و خاطر نشان كرد كه این هواپیماها ۷۰ سال پیش از رده خارج شده اند.I don't want to see

اهل ایرانم، اینترنتم بد نیست، تكه پهنای باندی دارم…

hkg23893rpshwaflnf5p.jpg

از چه تعریف كنیم؟ از سرعت اینترنت، از قیمت اینترنت، از فیلترینگ اینترنت، از دولتی بودن اینترنت، از وضعیت نابسامان ISPها، از نارضایتی‌های ISPها، از سخنان گهربار مسئولان امر (مثل این‌كه می‌گویند همین سرعت هم برای كاربران ایرانی زیاد است و یا اینترنت یك بازیچه برای ایرانیان است و ….)، از كمیاب بودن اینترنت پرسرعت، از قطعی‌های مكررش و هكذا؟! شما باشید و مثلا این خبر را ببینید، چه می‌كنید؟
«یك شركت ارائه دهنده اینترنت (ISP) در مالزی اعلام كرد كه به كاربران خود پهنای باند با خطوط پرسرعت ٢٢٤ مگابیت بر ثانیه را تنها با قیمت 58 دلار در ماه عرضه می‌كند.» سرعت بالا یا قیمت پایین؛ هر دوی آنها برای من و شما مثل یك رویاست. شخصا یاد شعر آن شاعر بزرگوار افتادم كه می‌گوید اهل كاشانم من، روزگارم بد نیست، تكه نانی دارم… و شاید در وصف یك كاربر اینترنتی در ایران (مثل من) بتوان چنین گفت كه: اهل ایرانم من، اینترنتم بد نیست، تكه پهنای باندی دارم، خرده درآمدی، سر سوزن ADSLای، وزارت ICTای بهتر از برگ درخت، كاربرانی بهتر از آب روان. بگذریم و به جای خیال‌پردازی‌ها به مستندات بپردازیم.
مهم‌ترین نكته این خبر برای ما ایرانیان، همان قیمت است. باور می‌كنید كه قیمت اینترنت پرسرعت ایران حداقل 16 هزار برابر اینترنت پر‌سرعت مالزی است؟ نكته دوم هم سرعت است. نسبت سرعت اینترنت پرسرعت مالزی به ایران 1792 برابر است. البته خیلی ناراحت نباشید و دلتان برای خودتان نسوزد، زیرا در این مورد قوانینی وضع شده تا خود را با كشورهای دیگر مقایسه نكنید.
حتماً تمامی كاربران گرامی اینترنت می‌دانند كه قانون محدودیت سرعت اینترنت (كه در نوع خود از عجایب خلقت است) به كاربران تنها اجازه بهره‌مندی 128 كیلوبیتی می‌دهد (البته در ایران با سرعت‌های بالاتر هم ارائه می‌شود، فقط باید برای گرفتنش یك شركت ثبت كنید!) اثبات این رقم‌ها، محاسبه خیلی سختی نمی‌خواهد و با یك ضرب و تقسیم ساده موضوع روشن می‌شود.
سرعت اینترنت پرسرعت مالزی: ٢٢٤ مگابیت ضرب در ١٠٢٤ كیلوبیت= ٢٢٩٣٧٦ كیلو بیت

سرعت اینترنت پرسرعت ایران: ١٢٨ كیلوبیت
نسبت اینترنت پرسرعت مالزی به ایران: ١٧٩٢ برابر
قیمت اینترنت پرسرعت ایران: هر ١٢٨ كیلوبیت در ثانیه به‌طور متوسط ١٥٠٠٠ تومان
قیمت اینترنت پرسرعت مالزی: هر ٢٢٩٣٧٦ كیلوبیت در ثانیه معادل ١٥٠٠ تومان
مقایسه قیمت اینترنت پرسرعت مالزی نسبت به ایران: حدود ٩ ریال در هر ١٢٨ كیلوبیت در ثانیه به این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت كه قیمت اینترنت پرسرعت ایران حداقل ١٦ هزار برابر اینترنت پرسرعت مالزی است!
این از سرعت و قیمت اینترنت. حالا می‌رسیم به بحث شیرین فیلترینگ. موضوع فیلترینگ در كشورهای دیگر هم وجود دارد و ما تنها كشوری نیستیم كه با عزم راسخ و با هزینه‌هایی جالب فیلترینگ را ادامه می‌دهیم. هر فناوری كه ابداع می‌شود فرهنگ و ادب خود را دارد، ولی این موضوع مهم است كه این فرهنگ و ادب از كجا می‌آید. مسلماً كاربران این فناوری هستند كه فرهنگش را می‌سازند و حتی به یكدیگر می‌آموزند. در این مورد و در مقوله‌هایی مانند این، بارها و بارها دیده‌ایم كه یك نهاد اجرایی نمی‌تواند سمت و سوی چگونگی استفاده كاربران را مشخص كند و آنها را به سوی هدف مشخصی سوق دهد. اگر هم تأثیر‌گذار باشد، بسیار اندك است و بهترین روش، ایجاد راه‌های استفاده صحیح و صواب است، نه تنها مقابله با راه‌های بد.
حرف‌های استاد كاوه‌راد (صاحب كرسی تحقیقاتی در دانشگاه پنسیلوانیا با عنوان پروفسور در زمینه مخابرات و همچنین برنده جایزه IEEE برای نوآوری در سرعت انتقال داده‌ها كه چند ماه قبل در همین صفحه با او مصاحبه مفصلی داشتیم) را به یاد می‌آورم كه می‌گفت: «خداوند این قدرت را داشت كه به شیطان اجازه فعالیت ندهد، ولی داد و به ما هم قدرت انتخاب را داد. كتاب هم برایمان فرستاد، راه و چاه را هم به ما نشان داد كه خودمان انتخاب كنیم و اصلاً یكی از وجوه تمایز انسان و حیوان همین قدرت انتخاب است. در واقع خدا این لطف را به ما عطا كرد كه خودمان انتخاب كنیم نه اینكه به ما مسائل را دیكته و اجبار كنند.
از طرف دیگر در هر فناوری فواید و نواقصی وجود دارد مانند وسایلی كه فایل‌های تصویری را نشان می‌دهند. شما هم می‌توانید چیزهای بد با آن ببینید و هم خوب. در واقع از هر فناوری می‌توان هم استفاده سوء داشت و هم صحیح و ممكن است تعدادی سوءاستفاده‌گر در این میان باشند. اگر قرار باشد كه به خاطر سوءاستفاده‌كنندگان جلوی فناوری را بگیریم، ظلم بزرگی به نسل‌های كنونی و آیندگان می‌كنیم زیرا آن تعدادی كه استفاده صحیح از فناوری دارند در حال رشد و نوآوری هستند و در صورت محدودیت، جلوی آن استعدادها را گرفته‌ایم.
این مسئله ظلم بزرگ‌تری نسبت به محدودیت سوءاستفاده‌كنندگان است. كسی كه بخواهد راه كج برود، راهش را پیدا می‌كند و نمی‌توان با این محدودیت‌ها جلویش را گرفت. مردم باید آموزش صحیح ببینند.» بارها برای همه ما این مشكل به وجود آمده كه در جست‌وجوهای اینترنتی، هنگامی كه به‌دنبال كلید واژه‌ای، مانند میزان ضریب نفوذ كاربران اینترنتی دنیا (به انگلیسی) می‌گردیم، پیغام معروف فیلترینگ را می‌بینیم كه نوشته است: دسترسی به این سایت امكانپذیر نمی‌باشد (البته «نمی‌باشد» در صنف ما خبرنگاران غلط می‌باشد!) و این نشان دهنده نظارت و اجرای اشتباه فیلترینگ است.
مسئولین امر باید بپذیرند كه مشكل از كاربران نیست و با فیلترینگ هم نمی‌توان جلوی استفاده‌های ناصحیح را گرفت. یك كاربر اینترنت، هنگامی كه فضای اطلاعاتی خوب و مؤثری در اختیار داشته باشد، دیگر سراغ راه‌های خلاف نمی‌رود؛ ولی آیا ما چنین فضایی را برای كاربران ایجاد كرده‌ایم كه از آنها بخواهیم «تنها باید در سایت‌هایی كه من می‌گویم بروی»؟
خلاصه، این قصه سر دراز دارد و اگر بخواهیم از دیگر مصایبش مانند مشكلات ISPها و دولتی بودن عرضه اینترنت و… صحبت كنیم، احتیاج به نوشتن چند جلد كتاب است. فقط می‌توانیم بگوییم: هفت شهر سایبر را مالزی هم گشت/ ما هنوز اندر خم 128 كیلو بیتیم!

تجاوز مدير حوزه و پسر امام جمعه ورامين به يك دختر طلبه

عکس هایی از خانومی بدون روسری در تهران!!


st4xh9cuwywxwnf5q2c3.jpg

i9mgwdusohkm8dwztjgt.jpg

r81jb5d0cnavg3vfqbox.jpg

ما هستیم

خیلی با حاله

« ورودی‌های پیشین

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.